طی سالها اخیر بارها شاهد علائم آشکار و نهان و رفتارهای غیردیپلماتیک از سوی دولت ایالات متحده مبنی بر به صفر رساندن غنیسازی اورانیوم در ایران بودهایم. مهمی که با مخالفت ایران اسلامی به دلیل صلحآمیز بودن این فعالیت، منجر به اِعمال تحریمهای گسترده و همهجانبه از سوی آمریکا و همپیمانان وی علیه ایران شد تا جایی که نهایتاً رژیم صهیونی در روز جمعه 23 خرداد ماه سال جاری با همین بهانه به سرزمین ما حمله و تعداد بسیاری از مقامات نظامی و غیرنظامی را به شهادت رساند.
آغاز فعالیت هستهای در ایران زمان شاه
فعالیت هستهای ایران سابقه طولانی از پیشرفتها، شکستها و حواشی بینالمللی دارد که به زمان پیش از پیروزی انقلاب اسلامی باز میگردد؛ یعنی اواخر دهه 1950 و زمانی که ایران و آمریکا روابطی حسنه با یکدیگر داشتند.
در این راستا باید متذکر شویم که در دهه 1950 ایران؛ یک رآکتور تحقیقاتی کوچک از ایالات متحده تحت برنامه موسوم به اتم برای صلح دریافت کرد. شاه وقت ایران در آن زمان فاقد دیدگاه استراتژیک هستهای بود، اما مجذوب مفاهیم غربی از مدرنیته بود که برنامههای هستهای بخشی از آن را محقق می کرد و از این رو؛ شاه بیشتر در پی خودنمایی در جهان عرب بود تا استفاده هدفمند و کارآمد از این تکنولوژی.
البته موضوع به همینجا ختم نشد و در دهه 1970 با دستور مستقیم شاه چندین رآکتور غیرنظامی از آلمان و فرانسه خریداری شد و این در حالی بود که ایالات متحده هیچگونه واکنش منفی نسبت به این روند نداشت تا جایی که یکی از تحلیلگران ارشد سازمان سیا در آن زمان، طی گزارشی اعلام کرد: اگر ایران به فعالیت هستهای خود با روند جاری ادامه دهد و شاه نیز زنده بماند، ایران نیز به سلاح هستهای دست خواهد یافت!
اردشیر زاهدی (وزیر امور خارجه در کابینه هویدا) سالها بعد چنین عنوان کرد که استراتژی ایران از گسترش فعالیت هستهای؛ دنبال کردن یک “ظرفیت افزایشی” بود که بیشتر به عنوان استراتژی پوششدهی شناخته میشود. ایران در زمان وی به پیمان (NPT) پیوست و تا آخر عمر خود نیز معتقد بود که استفاده از انرژی هستهای “حق حقه ایران” است.
فعالیت هستهای ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کشور برای مدتی و بنا به دلایلی مختلفی از برنامه هستهای کناره گرفت که مهمترین دلیل آن؛ آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اسلامی 1980-1988 بود، اما با استفاده گسترده عراق از سلاحهای شیمیایی و حمایت همهجانبه ابرقدرتهای جهانی از این تهاجم، ادامه فعالیت هستهای در دستور کار قرار گرفت؛ اما تحت نظارت کامل آژانس بینالمللی انرژی اتمی.
دستاوردهای هستهای ایران اسلامی
امروزه انرژی هستهای بهعنوان دانشی پیشرفته، نقش کلیدی در توسعه علمی و صنعتی کشور ما ایفا میکند. به طور مثال؛ مرکز هستهای خنداب با تولید گسترده “آب سنگین”، بخش اصلی از نیاز کشور را تأمین میکند و تولید انواع “رادیوایزوتوپها” برای تشخیص و درمان بیماریهای خاص بسیار مؤثر واقع شده است و “پرتوتابی هستهای” در بخش کشاورزی زمینه کاهش ضایعات و افزایش ماندگاری محصولات را فراهم کرده است.
باید توجه داشت که اقدامات فزاینده و همهجانبه در حوزههای هستهای تأثیر بسزایی در رشد و توسعه انواع صنایع کشور داشته است چرا که کشور ما طی دهههای گذشته با تحریمهای فراگیری حتی در حوزه تعمیرات اقلامی مانند ابزار دقیق مواجه بود که امروزه با فعالیتهای هستهای و طراحی و ساخت سامانههای تمام ایرانی بسیاری از این مشکلات بالاخص در حوزه نفت، پتروشیمی، سلولزی، فولاد و… کاهش و یا رفع شدهاند.
حائز اهمیت آنکه دستاوردهای هستهای کشور، حاصل تلاشهای شبانهروزی متخصصان و دانشمندان ایران اسلامی است و طراحی و ساخت نیروگاههای هستهای کاملاً بومی و ملی با هدف تولید انرژی پاک، گامی دیگر در مسیر پیشرفتهای صلحآمیز هستهای کشور محسوب میشود و همین روند باعث شده تا امروزه ایران اسلامی جزو ۱۰ کشور برتر دنیا در زمینه تولید سانتریفیوژ و غنیسازی اورانیوم شناخته شود.
چرا ایران از حق غنیسازی عقبنشینی نمیکند؟
در عصر حاضر، اگر کشوری امکان غنیسازی نداشته باشد، عملاً به این معنا است که کل چرخه تولید سوخت را در اختیار ندارد و اصلیترین دلیل همین نقش کلیدی این فعالیت در زنجیره گسترده تولید سوخت است و از آنجایی که ما کشوری وابسته نیستیم و تحریمهای همهجانبهای را هم متحمل شدهایم؛ این قبیل فعالیتها تأثیر ویژهای در حفظ استقلال داخلی و قدرتافزایی بینالمللی ما دارد. در واقع؛ غنیسازی و آنچه که در زمینه فعالیت هستهای تا به امروز پیشآمده، یک دستاورد بسیار مهم و تاریخی برای کشور ما است.
از آنجایی که امروزه فعالیت هستهای و غنیسازی یکی از ابزار موازنهساز برای ارتقای قدرت ملی کشورها قلمداد میشود و به نوعی تعیینکننده میزان مؤلفه قدرت بینالمللی نیز است؛ در مواجهه با دشمنان و رقبای سیاسی از اثرگذاری ویژهای برخوردار است.
با کمی ژرفاندیشی، آشکارا در مییابیم که امریکاییها به دنبال افول و اضمحلال حکومت جمهوری اسلامی هستند که تمام تلاش و توان خود را در راستای از بین بردن غنیسازی در ایران به کار گرفتهاند.
جمهوری اسلامی همواره در پی حفظ استقلال ملی، توانمندی داخلی و ایستادگی در برابر تحریمهای ظالمانه غرب بوده و در این مسیر از هیچ کاری حتی غنیسازی فروگذار نکرده است؛ اما سردمداران غربی در پی ضربه زدن به استقلال کشور ما هستند و سعی دارند با پیشنهاد مذاکرات هستهای وجهه پوشالی و نخنما شده خود را در سطح بینالمللی پنهان ساخته و از آمریکا به عنوان مدافع صلح و امنیت جهانی یاد کنند، غافل از اینکه حمایتهای همهجانبه ایالات متحده از جنایات وحشیانه رژیم صهیونی بزرگترین سند جنایتکار و سلطهطلب بوده این کشور است که هرگز و با هیچ ترفندی از بین نخواهد رفت.
به فرمایش مقام معظم رهبری: “در دنیا تا حالا دو بار بمب اتم استعمال شده است، هر دو بار هم به وسیله آمریکاییها که امروز خودشان را متولّی مسئله اتمی در دنیا میدانند! امروز افسانه جعلی مسئله هستهای و سلاح هستهای را آمریکاییها و پشت سرش اروپاییها و بعضی بادمجان دورِ قاب چینهای دیگر عَلم کردند که بگویند جمهوری اسلامی مایه تهدید است؛ نه، مایه تهدید، خود آمریکا است. ما سلاح هستهای را نه به خاطر آمریکا و غیر آمریکاییها، بلکه بهخاطر عقیدهمان قبول نداریم؛ هیچ کس نباید چنین سلاحی را داشته باشد. جمهوری اسلامی برای هیچ کشوری تهدید نیست؛ ما برای همسایههای خودمان هم هیچ وقت تهدید نبودیم، چه برسد به جاهای دوردست؛ این را تاریخِ نزدیک ما به طور واضح نشان میدهد.” (30 فروردین 1394)

