شهید سید علی اندرزگو یکی از شخصیتهای مهم و تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران به شمار میرود. او در رمضان سال ۱۳۱۸ در محله قدیمی شوش تهران به دنیا آمد و از خانوادهای مذهبی و متعهد به اصول اسلامی و اجتماعی بود. پدرش فروشنده ابزار بود و این محیط خانوادگی بر رشد فکری و روحی سید علی تأثیر گذاشت.
سید علی از دوران جوانی به مبارزات علیه رژیم پهلوی و فسادهای اجتماعی و سیاسی زمان خود پرداخت و به عنوان یک روحانی و مبارز، در راه تحقق عدالت اجتماعی و گسترش آموزههای اسلامی تلاش کرد. او از جمله افرادی بود که در جریان انقلاب اسلامی ایران نقش مهمی ایفا کرد و به عنوان یک شخصیت محبوب و مورد احترام میان مردم شناخته میشد.
سید علی اندرزگو در سالهای مبارزه با رژیم پهلوی به عنوان یک شهید در راه آرمانهای خود جانفشانی کرد و یاد و خاطرهاش همواره در دل مردم ایران زنده است. او به عنوان نمادی از ایستادگی و فداکاری در راه حق و حقیقت شناخته میشود.
آشنایی با نواب و آغاز فعالیتها
شهید اندرزگو در نوجوانی با شهید نواب صفوی آشنا شد. منش و شخصیت این روحانی مبارز در ذهن و ضمیر او اثری ژرف گذاشت و فرآیند این تاثیر روحی، آشنایی با تشکیلات فدائیان اسلام و راه مبارزاتی آنها بود که در تعیین مشی مبارزاتی شهید اندرزگو نقشآفرین بود. شهید اندرزگو علاقهٔ زیادی به شهید نواب صفوی داشت و همین مسئله باعث شد که وی با تشکیلات فدائیان اسلام آشنا شود.
وی که در آن سالها به سلاح علم و ایمان، خود را مسلح میساخت، سرانجام با درک و لمس روح نهضت ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ به رهبری امام خمینی (رحمةاللهعلیه) در سن ۱۸ سالگی گام به عرصه مبارزه با رژیم پهلوی نهاد. شهید اندرزگو در جریان قیام ۱۵ خرداد خود یکی از عاملین تظاهرات پرشور مردم بود که همان شب با اهدای کتابی از حضرت امام (رحمةاللهعلیه)، مورد تقدیر قرار گرفت.
حمایت از مرجعیت امام خمینی(ره)
در آستانه دهه ۱۳۴۰، افرادی، چون شهید اندرزگو جزء آن دسته گروههایی بودند که به مرجعیت امام خمینی (رحمةاللهعلیه) پس از وفات آیت الله بروجردی گرویده و از مدتها قبل ارتباطهای مداوم با قم و بیت امام (رحمةاللهعلیه) را آغاز کرده بودند و با شروع حوادث سالهای ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ فعالانه وارد صحنه مبارزات و حمایت از امام (رحمةاللهعلیه) شدند
شهید اندرزگو که ۱۹ سال بیشتر نداشت، در این عملیات مسئولیت کُند کردن اتومبیل منصور را در محدوده بهارستان بر عهده داشت. در ساعت ۱۰ صبح اول بهمن ماه ۱۳۴۳ هنگامی که حسنعلی منصور با غرور تمام قصد پیاده شدن از اتومبیل در جلوی درب ورودی مجلس شورای ملی را داشت، هدف گلوله شهید محمد بخارایی از اعضاء شاخه اجرایی هیئت مؤتلفه اسلامی قرار گرفت و چند روز بعد به هلاکت رسید.
قصد ترور شاه
شهید در لبنان با نماینده امام (رحمةاللهعلیه) در سازمان “الفتح” تماس گرفت و ضمن دیدن تعلیمات نظامی، طرز استفاده از سلاحهای سنگین را فرا گرفت. پس از بازگشت به ایران همزمان با اوجگیری انقلاب اسلامی تصمیم به نابودی شاه گرفت؛ لذا طی یک برنامه ۶ ماهه، رفت و آمدهای شاه را تحت نظر گرفت تا بتواند با وارد کردن مواد منفجره از فلسطین، هدف خود را پیاده کند و به کمک شخصی در داخل کاخ سلطنتی به این مهم دست یابد که با شهادتش توفیق اجرای آن را از دست داد
در حالیکه ساواک به شدت به دنبال دستگیری وی بود به قم رفت و در کسوت روحانیت در حوزه علمیه با نام مستعار “شیخ عباس تهرانی” به تحصیل پرداخت و مجدداً سرگرم فعالیتهای انقلابی شد. هر وقت فرصتی پیش میآمد با سخنرانیهای پرشور خود در شنوندگان تاثیر به سزایی میگذاشت و آنان را به تحرک وامیداشت. در قم وی با وجود مراقبتهای شدید ساواک، مبارزهاش علیه رژیم پهلوی را ادامه داد.
شهید اندرزگو چریکی بود که دامنه مبارزاتش، از لبنان تا افغانستان گسترده بود. ساواک ۱۵ سال سایهوار دنبال او میگشت، لکن هر وقت به مخفیگاه وی میرسید، او توانسته بود از دام ماموران بگریزد
شهید اندرزگو پس از سالها مبارزه با رژیم پهلوی ۱۹ رمضان برابر با ۲ شهریور ۱۳۵۷، در کمین نیروهای ساواک گرفتار شده و به شهادت رسید.
منابع: کتاب روزشمار انقلاب اسلامی (جمعی از پژوهشگران)، خبرگزاری صدا وسیما، مرکز بررسیاسناد تاریخی
*فرآوری: ماهرخ مرنی
