
برخی افراد با اشاره به روابط اقتصادی چین و آمریکا این پرسش را مطرح میکنند که چرا جمهوری اسلامی ایران نیز همان مسیر را دنبال نمیکند و به جای تقابل سیاسی با آمریکا، صرفاً بر همکاری اقتصادی و رقابت غیرمستقیم تمرکز ندارد. پاسخ به این سؤال مستلزم توجه به تفاوتهای عمیق میان ماهیت نظام جمهوری اسلامی و رویکرد حکومت چین است.
نخست باید توجه داشت که اختلاف جمهوری اسلامی ایران با آمریکا صرفاً یک اختلاف اقتصادی یا تجاری نیست. مسئله اصلی، تعارض دیدگاهها درباره استقلال ملتها، سلطهطلبی قدرتهای بزرگ و حق ملتها برای تعیین سرنوشت خود است. انقلاب اسلامی ایران از ابتدا بر اصل «نه شرقی، نه غربی» و مقابله با نظام سلطه استوار بوده است. از این منظر، چالش میان ایران و آمریکا یک موضوع مقطعی یا صرفاً ناشی از اختلاف منافع نیست، بلکه ریشه در ماهیت سیاستهای آمریکا در منطقه و جهان دارد.
چین طی دهههای گذشته توسعه اقتصادی را اولویت نخست خود قرار داد و برای دستیابی به این هدف، در بسیاری از موارد از ورود به تقابلهای ایدئولوژیک با غرب پرهیز کرد. اما جمهوری اسلامی ایران خود را صرفاً یک دولت اقتصادی نمیداند؛ بلکه نظامی میداند که علاوه بر پیشرفت مادی، مسئولیت دفاع از استقلال، عزت ملی و حمایت از ملتهای تحت فشار را نیز بر عهده دارد. طبیعی است که چنین رویکردی تفاوتهایی با سیاست خارجی چین ایجاد کند.
نکته دیگر آن است که حتی با وجود رویکرد محتاطانه چین، آمریکا نیز این کشور را به عنوان رقیب اصلی خود معرفی کرده و در سالهای اخیر جنگ تجاری، محدودیتهای فناوری و فشارهای سیاسی گستردهای علیه پکن اعمال کرده است. این واقعیت نشان میدهد که مسئله آمریکا تنها رفتار کشورهای دیگر نیست؛ بلکه هر کشوری که به سطحی از قدرت و استقلال برسد، ممکن است با فشارهای واشنگتن مواجه شود.
از نگاه تحلیلگران سیاسی، تجربه تاریخی ایران نیز مؤید این واقعیت است. ملت ایران در دورههای مختلف تلاش کرده است روابطی متوازن با غرب داشته باشد، اما هرگاه بر حقوق مسلم خود از جمله استقلال سیاسی، پیشرفت علمی و توان دفاعی تأکید کرده، با فشار و تحریم روبهرو شده است. بنابراین تصور اینکه صرف تغییر لحن یا کاهش مواضع سیاسی بتواند اختلافات بنیادین را از میان ببرد، با واقعیتهای تاریخی سازگار نیست.
البته این بدان معنا نیست که جمهوری اسلامی مخالف تعامل اقتصادی با جهان است. ایران از همکاری با همه کشورهایی که بر پایه احترام متقابل و منافع مشترک عمل کنند استقبال میکند. آنچه مورد مخالفت قرار میگیرد، وابستگی، پذیرش سلطه و چشمپوشی از حقوق ملی در ازای منافع کوتاهمدت اقتصادی است.
در نتیجه، جمهوری اسلامی ایران و چین در دو چارچوب متفاوت حرکت میکنند. چین با تکیه بر ظرفیتهای اقتصادی خود مسیر خاصی را برگزیده است و ایران نیز با توجه به هویت انقلابی، موقعیت منطقهای و تجربه تاریخی خود، راهبردی متناسب با شرایط خویش را دنبال میکند. از دیدگاه تحلیلگران سیاسی، حفظ استقلال، عزت و اقتدار ملی هزینههایی دارد، اما این هزینهها در برابر دستاورد بزرگ حفظ حاکمیت و جلوگیری از وابستگی، قابل قبول و ضروری است.
*نویسنده: هلیا یاوری
