وقتی رقبای ترانزیتی ایران با تشکیل ستادهای راهبردی و سرمایهگذاری در راهگذرهای بینالمللی گوی سبقت را میربایند، کشور ما هنوز درگیر تصمیمگیری و عملکرد جزیرهای است؛ فرصتها یکی پس از دیگری از دست میروند و دولت بیشتر از یک سال است که ستاد ملی گذر را تشکیل نداده است.
به گزارش پایگاه خبری” صبح جامعه “؛ معاون شرکت ساخت و توسعه زیربناها عباس خطیبی با اشاره به وضعیت ترانزیت بینالمللی عنوان کرده که کشورهایی پیرامون ما مانند ترکیه یا کشورهای آسیای مرکزی، با بهرهگیری از مزیتهای جغرافیایی و سرمایهگذاری در مسیرهای ترانزیتی، سهم خود را در تجارت جهانی افزایش میدهند؛ در حالی که ایران هنوز نتوانسته است به صورت فعالانه از این فرصتها بهره گیرد.
به گفته مهدی باقری، کارشناس حملونقل و ترانزیت، یکی از نقاط ضعف برجسته ایران در صحنه رقابت کریدوری اوراسیا، پراکندگی و عدم هماهنگی میان دستگاهها و وزارتخانههای مرتبط است. خطیبی گفته است که ایران در فقدان یک ستاد ترانزیت متمرکز نمیتواند تصمیمات سریع و مؤثر اتخاذ کند؛ در حالیکه همسایگان درصدد قدرتگیری در مسیرهای عبوری بینالمللیاند.
رقبای ایران با تسهیل تشریفات گمرکی، کاهش موانع ترانزیتی و تقویت زیرساختها در مرزها، مسیرهای جدید را برای عبور کالا و حملونقل بینالمللی آماده کردهاند. این کشورها با سیاستهای حمایتی ویژه، بخش خصوصی را در ترانزیت تشویق کردهاند تا فشار از دوش دولت برداشته شود.در مقابل، ایران هنوز درگیر پراکندگی و توزیع نامنظم وظایف، کندی در اتخاذ تصمیمات ترازی و موانع گمرکی و تعرفهای است؛ موانعی که بهرهبرداری سریع از مزیتهای زمینی کشور را به تأخیر انداختهاند.
ایجاد هماهنگی بین وزارتخانههای راه، اقتصاد، گمرک و بخش خصوصی، تشکیل ستاد ترانزیت ملی و تدوین سیاستهای شفاف، در کنار تحولات شتابان جهانی ضروری به نظر میرسد.
اگر ایران نتواند به صورت جدی وارد رقابت شود، مسیرهای جایگزین که اکنون مورد توجه کشورهای رقیباند، ممکن است سهم ایران را در ترانزیت منطقهای و بینالمللی به طور بلندمدت کاهش دهند. درک فوری این خطر و اقدام عاجل، تنها راهی است که کشور را از خواب زمستانی خارج میکند.
در شرایطی که جهان به دنبال تأمین کالاها و تجارت امنتری است، ایران با این دستاوردها میتواند به عنوان یک پل ارتباطی میان شرق و غرب و شمال و جنوب نقشآفرینی کند.کارشناسان معتقدند ترانزیت (عبور) کالا منافعی اعم از «درآمد ارزی سرشار»، «ایجاد جایگاه راهبردی در سطح بینالملل»، «گره خوردن منافع مشترک با کشورهای ذینفع و قدرتهای اقتصادی و سیاسی»، «خنثیکنندگی تحریمهای ظالمانه و یکجانبه»، «توسعه اقتصادی و فرهنگی و افزایش مراودات مالی به واسطه وجود منافع بازرگانان کشورهای دیگر» و مهمتر از آن «تنظیم منافع مردم-دولت» را به همراه دارد.
*انتهای خبر

